مبانی و روش های تربیت ۷۲ – جبر و تنبلی!
خانه » مبانی و روش های تربیت » مبانی و روش های تربیت ۷۲ – جبر و تنبلی!

مبانی و روش های تربیت ۷۲ – جبر و تنبلی!

بهمن ۱۳۹۷
25 بازدید
بدون دیدگاه

نقش سعى و تلاش در تربیت‏

یکى از شرایط لازم براى ثمربخشى تربیت انسان، سعى و تلاش اوست، زیرا همان‏طور که در مباحث اول یادآورى کردیم در تربیت انسان مربى، راهنمایى و هدایت مى‏ کند و انسان که داراى فهم و عقل و ادراک و عزم و اراده است، خودش باید براى رسیدن به کمالات کوشش کند و هر طورى که کوشش و جدیت کند به همان نسبت به هدف و مقصود مى‏ رسد.

اسلام اصیل، تنبلى و تن‏ پرورى را بشدت رد مى‏ کند و ائمه طاهرین‏ علیهم السلام و رهبران دین، علاوه بر آن‏که مسلمانان را به تلاش و کوشش تشویق و ترغیب بسیار کرده‏ اند، نهایت تنفر خود را از انسانهاى تنبل و بى‏ تحرک اعلام داشته‏ اند که نمونه‏ هاى بسیارى از روایات و تاریخ در دست داریم و از این جهت مى‏ توان گفت که اسلام قائل به نوعى – اصاله العمل – است.

یکى از نقاط ضعف بسیار مهم مسلک «جبر» همین است که روحیه تنبلى و بى ‏تحرکى را در انسان مى‏ پروراند(۲۸۹).

انسان جبرى با این تصور غلط که انسان در مقابل مقدرات خود اختیارى ندارد و مجبور است، به هر گونه نابسامانى تن مى‏ دهد و براى تغییر وضع خود و جامعه‏ اش تلاش نمى ‏کند.

 رابطه جبر و تنبلى‏

پایه پایه رفت باید سوى بام‏

هست جبرى بودن اینجا طمع خام‏

پاى‏دارى چون کنى خود را تو لنگ‏

دست دارى چون کنى پنهان تو چنگ‏

خواجه چون بیلى به‏ دست بنده داد

بى ‏زبان معلوم شد او را مراد

دست همچون بیل اشارتهاى اوست‏

آخراندیشى عبارتهاى اوست‏

چون اشارتهاش را بر جان نهى‏

در وفاى آن اشارت جان دهى‏

پس اشارتهاش اسرارت دهد

بار بردارد ز نو کارت دهد

حاملى محمول گرداند ترا

قابلى مقبول گردند تو را

قابل امرویى قابل شوى‏

وصل جویى بعد از آن واصل شوى‏

سعى، شکر نعمت قدرت بود

جبر تو انکار آن نعمت بود

شکر نعمت نعمتت افزون کند

کفر نعمت از کفت بیرون کند

***

هرکه ماند از کاهلى بى‏ شکر و صبر

او همى داند که گیرد پاى جبر

هر که جبر آورد خود رنجور کرد

تا همان رنجوریش در گور کرد

جبر چبود بستن اشکسته را

پایه پیوستن رگ بگسسته را(۲۹۰)

چون در این ره پاى خود بشکسته‏ اى‏

بر که مى‏ خندى چو پا را بسته‏ اى(۲۹۱)


۲۸۹) رواج مسلک جبر دو عامل مهم دارد: یکى برونى و دیگرى درونى. عامل برونى عامل سیاست اموى و عباسى بود که براى توجیه مذهبى کارهاى خلاف و تبرئه خود از جنایات در اجتماع، مسلک فوق راترویج مى‏ کردند تا همه کارها زا منسوب به اراده خدا کنند و جلوى اعتراضها را بگیرند. عامل درونى ضعفها و تنبلى‏ هاست که هرکس مى‏ خواهد، مذمت قصور و کوتاهى را از خود دفع کند، جبرى مى‏ شود، که در متن بیان شده است.

۲۹۰) این بیان معناى لغوى جبر است.

۲۹۱) مثنوى‏

ارسال دیدگاه

ایمیل شما نمایش داده نمی‌شود.

*

*

top